
تو رو دوشت کوهی از درد و چشات لبریز بارونه تنت پر درد و اما ، کسی چیزی نمیدونه شبای بی کسی هاتو ، دیگه بارون نمی شوره کجای قصه خندیدی ، تمومش بوده دل شوره با سیلی صورتت سرخه ، کسی چیزی نمیدونه تو از مردن نمی ترســــــــی همون چیزی که میمونه معنی این عشق و کاشکی می فهمیدی به تو وابسته تر بودم اگه دردامو می دیدی تموم روزات و شبهات همینجوری هدر شد نه پایونی تو کارات ، نه به زخمات اثر شد ...
ادامه مطلب